۱. اصل
وقتی رزین پایه آب روی سطح زیرلایه پوشش داده میشود، بخشی از عامل ترکننده در پایین پوشش قرار دارد که با سطح مورد نظر برای تر شدن در تماس است، بخش لیپوفیلیک روی سطح جامد جذب میشود و گروه آبدوست به سمت بیرون به سمت آب امتداد مییابد. تماس بین آب و زیرلایه به تماس بین آب و گروه آبدوست عامل ترکننده تبدیل میشود و یک ساختار ساندویچی با عامل ترکننده به عنوان لایه میانی تشکیل میدهد. پخش فاز آب را آسانتر میکند تا به هدف ترشوندگی دست یابد. بخش دیگری از عامل ترکننده پایه آب روی سطح مایع وجود دارد، گروه آبدوست آن تا آب مایع امتداد مییابد و گروه آبگریز در معرض هوا قرار میگیرد تا یک لایه تک مولکولی تشکیل دهد که کشش سطحی پوشش را کاهش میدهد و ترشوندگی بهتر پوشش را افزایش میدهد. زیرلایه، تا به هدف ترشوندگی دست یابد.
۲. کمی تجربه در استفاده از عوامل مرطوبکننده پایه آب
در تولید واقعی، هنگام بررسی قابلیت ترشوندگی رزین، نه تنها اندازه کشش سطحی استاتیک آن، بلکه اندازه کشش سطحی دینامیک نیز باید در نظر گرفته شود، زیرا در فرآیند پوشش رزین، تحت عمل تنش، در این زمان هر چه کشش سطحی دینامیک کمتر باشد، ترشوندگی بهتر است. در این زمان، هر چه عامل ترشوندگی سریعتر یک لایه تک مولکولی روی سطح پوشش تشکیل دهد، یعنی هر چه تشکیل یک لایه مولکولی جهتدار سریعتر باشد، ترشوندگی بیشتر میشود. عامل ترشوندگی حاوی فلوئور عمدتاً کشش سطحی استاتیک را کاهش میدهد و عامل ترشوندگی مبتنی بر سیلیکون میتواند کشش سطحی دینامیک را به خوبی کاهش دهد. بنابراین، در فرآیند کاربرد عملی، انتخاب یک عامل ترشوندگی مناسب با توجه به شرایط واقعی بسیار مهم است. مهم
۳. نقش پراکندهسازهای پایه آب
عملکرد دیسپرسکنندههای پایه آب، استفاده از عوامل ترکننده و دیسپرسکننده برای کاهش زمان و انرژی مورد نیاز برای تکمیل فرآیند دیسپرس، تثبیت پراکندگی رنگدانه پراکنده، اصلاح خواص سطحی ذرات رنگدانه و تنظیم تحرک ذرات رنگدانه است. این امر به طور خاص در جنبههای زیر منعکس میشود:
۱. بهبود براقیت و افزایش اثر همترازی. براقیت در واقع عمدتاً به پراکندگی نور روی سطح پوشش بستگی دارد (یعنی سطح مشخصی از صافی. البته لازم است که با یک ابزار آزمایش، نه تنها تعداد و شکل ذرات اولیه، بلکه ترکیب آنها نیز مشخص شود که آیا به اندازه کافی صاف است یا خیر. روش)، وقتی اندازه ذرات کمتر از ۱/۲ نور تابیده شده باشد (این مقدار نامشخص است)، به صورت نور شکسته ظاهر میشود و براقیت افزایش نمییابد. به طور مشابه، قدرت پوششی که برای تأمین قدرت پوششی اصلی به پراکندگی متکی است، افزایش نمییابد (به جز کربن سیاه که عمدتاً نور را جذب میکند، رنگدانههای آلی را فراموش کنید). توجه: نور تابیده شده به محدوده نور مرئی اشاره دارد و همترازی خوب نیست. اما به کاهش تعداد ذرات اولیه توجه کنید که ویسکوزیته ساختاری را کاهش میدهد، اما افزایش سطح ویژه، تعداد رزینهای آزاد را کاهش میدهد. اینکه آیا نقطه تعادلی وجود دارد یا خیر، خوب نیست. اما به طور کلی، همترازی پوششهای پودری به خوبی ممکن نیست.
۲. از شکوفه زدن رنگ شناور جلوگیری کنید.
۳. بهبود قدرت رنگآمیزی توجه داشته باشید که قدرت رنگآمیزی در سیستم رنگآمیزی خودکار تا حد امکان بالا نیست.
۴. کاهش ویسکوزیته و افزایش بارگذاری رنگدانه.
۵. کاهش لختهسازی به این صورت است، اما هرچه ذرات ریزتر باشند، انرژی سطحی بیشتر است و
دیسپرسنت با قدرت جذب بالاتر مورد نیاز است، اما دیسپرسنت با قدرت جذب خیلی بالا ممکن است اثرات نامطلوبی بر عملکرد فیلم پوشش ایجاد کند.
۶. دلیل افزایش پایداری ذخیرهسازی مشابه مورد فوق است. زمانی که پایداری پراکندهساز کافی نباشد، پایداری ذخیرهسازی بدتر میشود (البته، از تصویر شما مشکلی نیست).
۷. افزایش توسعه رنگ، افزایش اشباع رنگ، افزایش شفافیت (رنگدانههای آلی) یا قدرت پوشانندگی (رنگدانههای معدنی).
زمان ارسال: ۱۳ ژانویه ۲۰۲۲



